.
| امروز پنج شنبه, ۲۳ آبان , ۱۳۹۸ | Thursday, 14 November , 2019 |
فارسی English

مسئولیت تحول علوم انسانی با رویکرد اسلامی بر عهده ی شورای عالی انقلاب فرهنگی است بسته هستند

در خصوص تحول در علوم انسانی دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. هر چند که برخی از این نظرات در تقابل شدید با هم هستند، اما بررسی همه نظرات مطرح در این موضوع توسط نهادی که بی‌طرفانه و عالمانه به سمت تحقق علوم انسانیِ اسلامی حرکت کند لازمه دست‌یابی به برخی از اهداف تعیین‌شده در دهه‌ی پیشرفت و عدالت است.

دکتر محمدرضا مرندی در گفت‌وگو با کمیته‌ی خبری نخستین کنگره بین‌المللی علوم انسانی اسلامی با اشاره به تفاوت اصلی میان علوم انسانی و علوم فنی و تجربی تصریح کرد: علوم انسانی مثل علوم دقیقه یا همان علوم فنی و تجربی نیستند که بر گزاره‌های معرفت‌شناختی و فلسفی و کلامی و انسان‌شناختی و جامعه‌شناختی متفاوتی استوار نباشند. ما در غیر علوم انسانی با طبیعت و با اشیاء سر و کار داریم و اشیاء هم دارای اراده نیستند و ماهیتشان پیچیده نیست. ما روابط حاکمیت پدیده‌ها را در علوم طبیعی می شناسیم اما در علوم انسانی چون با انسان و جامعه‌ی انسانی سر و کار داریم، یکسری مبانی نظری موضوعیت پیدا می‌کنند.

عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی در ادامه افزود: در حال حاضر علوم انسانی موجود در دانشگاه‌های ما علومی هستند که در غرب و به طور خاص از قرن ۱۸ به بعد شکل گرفته‌اند و متاثر از نهضت ساینتیسم یا علم‌گرایی در غرب بوده و مبتنی بر یک مبانی نظری خاصی هستند که در غرب پس از رنسانس حاصل شد. یک انسان‌شناسی مادی‌گرایانه و یک معرفت‌شناسی نسبی‌گرایانه به عنوان پیش‌فرض‌های علوم انسانی و علوم اجتماعی در آن نهفته است. به همین دلیل به طور طبیعی نتایج علمی برخاسته از این مبانی نظری خیلی متفاوت از نتایجی علمی است که ما متاثر از مبانی نظری فلسفی و معرفت‌شناختی خودمان در مکتب اسلام به آن می‌رسیم.

وی در توضیح مبانی معرفت‌شناختی دین اسلام اظهار داشت: ما جهان‌شناسی‌مان دنیامحورانه نیست. معرفت‌شناسی ما نسبی‌گرایانه نیست و انسان‌شناسی‌مان غریزه‌محورانه نیست. اما انسان‌شناسی غربی که در حقیقت انسان را همانند دیگر حیوانات یک موجود غریزه محور می‌داند، وجود عنصری به نام فطرت در وجود انسان را انکار می‌کند. بنابراین موقعی که ما حرف از علوم انسانی اسلامی می‌زنیم مفهومش این است که می‌خواهیم یک علوم انسانی را حاصل بکنیم که بر گزاره‌ها و پیش فرض‌های معرفتی، فلسفی، کلامی جامعه‌شناختی و انسان‌شناختی دینی استوار باشد نه بر مبانی غربی.

عضو کمیته‌ی تحول در علوم سیاسی شورای عالی انقلاب فرهنگی در پاسخ به سوالی مبنی بر حساسیت موضوع علوم انسانیِ اسلامی در مقطع کنونی انقلاب اسلامی گفت: اینقدر این موضوع ضروری هست که عدم طرح این مسئله به منزله‌ی مار در آستین پروراندن هست. علوم تجربی و علوم فنی و مهندسی که جامعه را هدایت نمی‌کند. آنچه که جامعه را هدایت می‌کند علوم انسانی است. حال اگر علوم انسانی نتواند جامعه را هدایت کند و به سمت گمراهی پیش برد در حقیقت تمام اهداف انقلاب اسلامی و بلکه اهداف اسلام در این مسیر ذبح می‌شود. ما در حقیقت با ترویج این علوم انسانی وارداتی در دانشگاه‌هایمان، با دست خودمان برای اندیشه اسلامی و برای انقلاب اسلامی دشمن تربیت می‌کنیم. چون این علوم موجود در دانشگاه‌ها به‌گونه‌ای هستند که در تعارض با مبانی اسلامی و تفکر اسلامی ما در همه‌ی عرصه‌های علوم اجتماعی است. لذا حیات نظام جمهوری اسلامی به بازنگری در علوم انسانی است. در مرحله‌ی بعد از بقا و حیات، بحث کارآمدی و پویایی نظام اسلامی در سایه‌ی ارائه‌ی الگوهایی برگرفته شده از متن دین است که با این بازنگری‌ها در حقیقت حاصل می‌شود.

دکتر مرندی در ادامه با بیان اینکه باید کار عمیقی در این حوزه انجام بگیرد، تصریح کرد: یک نهاد مرکزی که قائدتاً باید شورای عالی انقلاب فرهنگی باشد باید متولی این امر گردد. باید یک کار منسجم و عمیقی با استفاده از صاحب‌نظرانی که هم به مبانی دینی کاملاً آشنا باشند و هم با علوم جدید، صورت بگیرد. یعنی هم علوم انسانی جدید را بشناسند و هم مبانی دینی را. کار شعاری و ناپخته نباشد. یعنی این طور نباشد که ما اگر می‌خواهیم از یک چاله‌ای دربیاییم ما را در یک چاهی بیاندازند.

وی با اشاره به وجود دیدگاه‌های افراطی و تفریطی در اسلامی کردن علوم انسانی افزود: بعضی می‌گویند که علم، اسلامی و غیر اسلامی ندارد. البته یک دیدگاه طرف مقابلش این هست که تصور غلطی از اسلامی کردن علوم بشود. یعنی ما بخواهیم دوباره چرخ علوم انسانی را اختراع کنیم و اصلاً به این تجربه بشری و دستاوردهای بشری به هیچ وجه توجه نکنیم که این دیدگاه غلطی است. ما چیزهایی که دیگران تجربه‌کرده‌اند و در حقیقت انباشت علم بشری است را که نباید دور بیاندازیم، بلکه باید با معیار دینی و عقلایی خودمان بسنجیم و آنهایی که قابل استفاده است را به‌کار ببریم.

دکتر مرندی در پایان با تاکید بر لزوم استمرار و انسجام فعالیت‌های اسلامی‌سازی علوم انسانی گفت: این‌طور نیست که بحث تحول در علوم انسانی چیزی باشد که دو ساله انجام بشود. اولاً خود این فرایند طولانی است و باید بپذیریم و بعد هم انتها ندارد. یعنی حتی بعد از اینکه فرایند اصلاح علوم انسانی انجام شد، باید یک کمیته یا ستادی وجود داشته باشد که همواره روی این موضوع کار بکند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *