.
| امروز یکشنبه, ۳۰ مهر , ۱۳۹۶ | Sunday, 22 October , 2017 |
فارسی English

روش شناسی علوم انسانی اسلامی

کتاب روش شناسی علوم انسانی اسلامی نوشته ی حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمدحسین شریفی در ۶۳۳ صفحه و با قیمت ۲۵ هزار تومان توسط انتشارات آفتاب توسعه (ناشر مرکز پژوهش های علوم انسانی اسلامی صدرا) در بهمن ماه ۱۳۹۵ منتشر شده است. بخش ذیل از این کتاب را با هم میخوانیم.

مقدمه
بحث از روش و روش‌شناسی، یکی از پر جاذبه‌ترین و البته پر مجادله‌ترین مباحث در میان عالمان علوم انسانی است. تا جایی که بعضاً دوران اخیر را دوران «نبرد روش‌ها»[۱] نامگذاری کرده‌اند. در دهه‌های اخیر، صدها کتاب درباره روش و روش‌شناسی نوشته شده است. تحقیقات بسیار گسترده، مفید و کارگشایی در این زمینه صورت گرفته است.
با این حال، به نظر می‌رسد بسیاری از اندیشه‌ها و آثار پدید آمده ابتدایی‌ترین شرایط «روش» یعنی «روشنگری»، «وضوح»، «کارآمدی» و «راهبری» را ندارند. گویا «روش‌شناسی» نیز سرنوشت علم منطق، اصول فقه و هرمنوتیک را پیدا کرده است. فلسفه وجودی این علوم نیز این بود که به ترتیب، شیوه درستِ اندیشیدن، روش صحیحِ استنباط و کشف آموزه‌های دینی و روشِ فهم و تفسیر متن را نشان دهند. اما بعد از مدتی خود آنها اصالت پیدا کردند و افرادی متخصص در این علوم ابزاری شدند و آنقدر بر حواشی و شاخ و برگ‌های آنها افزودند که فلسفه شکل‌گیری آنها به فراموشی سپرده شد. «روش‌شناسی» نیز علی‌رغم آنکه زمان چندانی از پیدایش آن نمی‌گذرد، به همین سرنوشت مبتلا شده است!
افزون بر این، روش‌شناسی‌های موجود، در بسیاری از موارد فاصله زیادی با مطلوب دارند. مطلوب ما، در علوم انسانی عبارت است از «تعریف»، «توصیف»، «تبیین»، «تفسیر»، «پیش‌بینی»، «ارزشیابی» و «جهت‌دهی یا کنترل» کنش‌های انسانی. اگر چنین است روش نیز باید بتواند این مطلوب‌ و خواسته را تأمین کند و باید در خدمت تحقق این اهداف باشد. باید بتواند توصیف صحیح از ناصحیح را نشان دهد؛ در تبیین و سایر مؤلفه‌ها نیز به همین ترتیب.
سعی نویسنده در این نوشتار بر آن است که فلسفه روش و روش‌شناسی را در نظر بگیرد و به گونه‌ای مسیر خود را طی کند که اولاً، این نوشتار، برخوردار از ویژگی وضوح باشد و بتواند برای محققان علوم انسانی راهبری کند؛ ثانیاً، در خدمت اهداف و کارکردهای اصلی علوم انسانی باشد. یعنی راه‌ها و روش‌های اطمینان‌بخشی را برای دستیابی به واقعیت در هر یک از مؤلفه‌های علوم انسانی در اختیار قرار دهد و ثالثاً، در همه بخش‌ها، مبانی و مقاصد و ارزش‌های اسلامی را مورد توجه قرار دهد و به تعبیر دیگر، روش‌شناسی علوم انسانی اسلامی را ارائه دهد. امید است که با توفیق الهی، در دستیابی به این اهداف موفق باشد.
برخی از مخالفان علوم انسانی اسلامی، تحلیلی از اهداف و کارکردهای علوم انسانی ارائه می‌دهند که این علوم را محدود به رویکردها و روش‌های تجربی می‌کند و بدین ترتیب محصول مطالعات دانشجویان رشته‌های علوم انسانی حتی در اسلامی‌ترین مراکز و مؤسسات و دانشگاه‌ها، چیزی جز نگاه سکولاریستی و ماتریالیستی نخواهد بود! بنابراین، تا نتوانیم روش‌های صحیح و واقعیت‌جویانه و حقیقت‌پژوهانه‌ای برای توصیف، تبیین، تفسیر و سایر کارکردهای علوم انسانی ارائه دهیم، نمی‌توانیم امیدی به تولید علوم انسانی اسلامی یا اسلامی‌سازی علوم انسانی داشته باشیم.
به تعبیر دیگر، یکی از مهم‌ترین ابعاد اسلامی‌سازی علوم انسانی، داشتن روش‌هایی است که با آنها بتوان به این مقصود دست یافت. روش، همچون راه می‌ماند. اگر ما می‌خواهیم به مقصد خاصی برسیم باید راهی را برگزینیم که ما را به آن مقصد برساند و الا اگر آگاهانه یا ناآگاهانه مسیری را برگزینیم که در جهت مقصود ما نباشد، هر چه هم تلاش کنیم و هر اندازه هم در طی طریق جدیت داشته باشیم هرگز به آن مقصود نخواهیم رسید. بنابراین، یکی از مهم‌ترین گام‌ها در تولید علوم انسانی اسلامی برخورداری از روش اسلامی توصیف و تبیین و تفسیر و امثال آن است. روش‌های سکولاریستی، محصولی جز علم سکولار پدید نمی‌آورند؛ همانطور که از روش‌های ماتریالیستی نمی‌توان انتظاری جز تولید علوم ماتریالیستی داشت. به همین ترتیب، اگر در جستجوی علوم انسانی اسلامی هستیم، باید در همه مراحل علوم انسانی از روش‌های هماهنگ با اندیشه و فکر اسلامی استفاده کنیم. ارائه روش‌شناسی اسلامی تعریف، توصیف، تبیین، تفسیر، پیش‌بینی، ارزشیابی و کنترل، رسالتی است که نوشتار حاضر بر عهده گرفته است. بدون طی این مرحله، نمی‌توان به نظریه‌پردازی اسلامی در علوم انسانی امیدوار بود.
همانطور که در ادامه خواهیم گفت، این کتاب هرگز به دنبال روش نظریه‌پردازی اسلامی در علوم انسانی نیست؛ بلکه رسالت آن تبیین روش‌شناسی علوم انسانی اسلامی است. یعنی می‌خواهد بر اساس اندیشه و فکر اسلامی، معیارها و ضوابط روش‌شناختی تعریف، توصیف، تبیین، تفسیر و سایر کارکردهای علوم انسانی را تشریح کند. نظریه‌پردازی، روش و ساز و کار ویژه‌ای می‌خواهد که ان‌شاء‌الله در کتابی دیگر به آن خواهیم پرداخت.
ساختار کلی کتاب
این کتاب در یک مقدمه و چهارده فصل تدوین یافته است. منطق فصل‌بندی این کتاب را می‌توان در تعریف نگارنده از علوم انسانی جستجو کرد. توضیح آنکه از نگاه نگارنده، علوم انسانی علومی‌اند که به «بررسی کنش‌های انسانی انسان» می‌پردازند. اما این تعریف، مجمل و تا اندازه‌ای ناگویا است. توجه به کارکردهای علوم انسانی و انواع تحلیل‌هایی که درباره کنش‌های انسانی انجام می‌دهند، فهم دقیق‌تری از علوم انسانی و به تبع علوم انسانی اسلامی و در نتیجه روش‌شناسی علوم انسانی اسلامی برای ما به ارمغان می‌آورد.
در مجموع می‌توان گفت در همه علوم انسانی، هفت کار درباره کنش‌های انسانی انسان صورت می‌گیرد: تعریف، توصیف، تبیین، تفسیر، پیش‌بینی، ارزشیابی و کنترل یا جهت‌دهی. فصل اول این کتاب همچون هر کتاب منضبط و ساختارمندی، به تحلیل مفاهیم کلیدی و ذکر کلیاتِ دخیل در مباحث اصلی کتاب می‌پردازد. در این فصل، ضمن ارائه‌ تعریفی روشن از مفاهیمی همچون روش‌ و روش‌شناسی و معرفی علوم همگن و مرتبط با روش‌شناسی، مراد نویسنده از علوم انسانی و علوم انسانی اسلامی تشریح شده است و در ادامه، رویکردهای سه گانه کمّی، کیفی و ترکیبی در گردآوری داده‌ها به اختصار بیان شده‌اند و همچنین رویکرد منتخب نویسنده در روش داوری در علوم انسانی به طور شفاف بیان شده است.
اما با توجه به تفاوت ماهوی کارکردهای هفتگانه علوم انسانی، طبیعتاً هر کدام از آنها از روش خاصی تبعیت می‌کنند. به تعبیر دیگر، تعریف برای پاسخ دادن به سؤال از چیستی است و این نوع سؤال، روش خاصی برای پاسخ‌گویی می‌طلبد؛ همانطور که توصیف برای پاسخ دادن به سؤال از چگونگی است و معلوم است که چنین سؤالی را نمی‌توان با روشی که سؤال پیشین را پاسخ دادیم، تحلیل کرد؛ زیرا نوع مسأله و موضوع مورد تحقیق است که روش خود را اقتضا می‌کند. به همین ترتیب، تبیین برای پاسخ دادن به سؤال از چرایی ثبوتی است و تفسیر برای پاسخ دادن به سؤال از چرایی اثباتی. پیش‌بینی برای پاسخ دادن به سؤال از «چه خواهد شد؟» است و ارزشیابی برای پاسخ دادن به سؤال از بایستگی یا نبایستگی و شایستگی یا ناشایستگی آن کنش خاص است و کنترل برای پاسخ دادن به سؤال از «چه باید کرد؟» است. تنوع این سؤالات، روش‌های متنوعی را نیز اقتضا می‌کند.
به همین دلیل، بعد از آنکه در فصل دوم به بررسی و نقد نظریه «ضد روش»، پرداخته‌ایم، به منظور دستیابی به اهداف اصلی این کتاب، در فصل سوم به توضیح و شرح پرسش‌های پژوهشی پرداخته‌ایم، و پس از آنکه دیدگاه منطقیان سنتی و روش‌شناسان معاصر را در تقلیل همه پرسش‌های پژوهشی ناظر به علوم انسانی به سه پرسش چیستی، چگونگی و چرایی، ناکامل و ناکافی دانسته‌ایم، پرسش‌های پژوهشی را در هفت پرسش اصلی زیر خلاصه کرده‌ایم: ۱٫ پرسش از چیستی (ناظر به مقام تعریف)، ۲٫ پرسش از چگونگی (ناظر به مقام توصیف)، ۳٫ پرسش از چرایی (ناظر به مقام تبیین)، ۴٫ پرسش از معنایابی (ناظر به مقام تفسیر)، ۵٫ پرسش از وضعیت آینده (ناظر به مقام پیش‌بینی)، ۶٫ پرسش از ارزشمندی و خوبی یا بدی، (ناظر به مقام ارزشیابی) و ۷٫ پرسش از چگونگی جهت‌دهی و کنترل (ناظر به مقام کنترل).
از فصل چهارم تا پایان کتاب، بر اساس اندیشه و مبانی فکر اسلامی، به تحلیل و تبیین روش‌شناسی هر کدام از پرسش‌های هفت‌گانه بالا پرداخته‌ایم. غیر از روش‌ کنترل و جهت‌دهی، که فصل مستقلی را به خود اختصاص نداده‌ است، سایر پرسش‌های تحقیق را به تفصیل در فصول مستقلی مورد بحث و بررسی قرار داده‌ایم.
ویژگی‌های کتاب
یک. در این نوشتار، همچون بسیاری دیگر از آثار خود، کوشیده‌ام با پرهیز از طرح پیچیده مسائل به بهانه علمی و تخصصی بودن(!)،‌ مطالب را با بیانی ساده و رسا عرضه کنم. البته هرگز نخواسته‌ام دقّت و جامعیت را فدای سادگی و سهولت کنم.
دو. تقریباً در همه مباحث و همه فصول سعی شده است دیدگاه‌های مهم‌ترین و مشهورترین صاحب‌نظران آن عرصه مورد توجه قرار گیرد و حتی الامکان از آنها استفاده شود. البته روشن است که هر کدام از فصول این کتاب، خود می‌تواند به عنوان موضوعی مستقل به صورت تفصیلی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. و نویسنده هرگز ادعا ندارد که همه مباحث مربوط به آنها را در این کتاب ذکر کرده است! بلکه صرفاً از جهت اهداف این کتاب، مورد توجه قرار گرفته‌اند و نه به صورت مستقل.
سه. ویژگی دیگر نوشتار حاضر، تطبیقی‌ بودن آن است. در همه بخش‌های کتاب کوشیده‌ام همزمان به اندیشه‌های مختلف توجه کنم. به همین دلیل، در کنار تبیین اندیشه اسلامی در همه موارد به اندیشه‌های موجود در میان سایر اندیشمندان، به ویژه اندیشمندان معاصر غربی، نیز توجه داشته‌ام.
چهار. برخلاف برخی از کتاب‌ها و نوشته‌هایی که تماماً ایده‌های فیلسوفان غربی را مد نظر قرار داده و هیچ نامی از هیچ اندیشمند مسلمانی در حوزه روش‌شناسی به میان نیاورده‌اند، این نوشتار کوشیده است، بر اساس مبانی فکر اسلامی و با توجه به فلسفه و اندیشه اسلامی به تحلیل مسائل روش‌شناسی بپردازد و اصول روش‌شناختی علوم انسانی اسلامی را استخراج نماید.
پنج. مدل روش‌شناختی‌ این کتاب، از هیچ نمونه دیگری تقلید و اقتباس نشده است. محصول تجربه شخصی نگارنده و مطالعات فراوان در این حوزه و تلقی خاصی است که نگارنده از کارکردهای علوم انسانی دارد. به گمان بنده، روش‌شناسی‌های موجود، نتوانسته‌اند هدف این دانش را تأمین کنند. زیرا هدف اصلی روش‌شناسی، یافتن راهی برای کشف واقعیت و فهم حقیقت در مسائل مختلف علمی است. در حالی که نوشته‌های موجود، چنین هدفی را تأمین نمی‌کنند.
شش. به باور نگارنده، کسی که این کتاب را به دقت مطالعه کند و اصول و آموزه‌های آن را مورد توجه قرار دهد، محصول اندیشه او در همه بخش‌های هفت‌گانه علوم انسانی، محصولی اسلامی خواهد بود. به تعبیر دیگر، این کتاب به صورت کاربردی نوشته شده است و صرفاً بحثی نظری و تئوریک نیست. به همین دلیل، کوشیده‌ام با تکیه بر مبانی فکر اسلامی و به صورت کاربردی و عملیاتی، ویژگی‌های روش‌شناختی همه ارکان و مؤلفه‌های علوم انسانی را بیان کنم. حتی به دلیل اهمیت تبیین و تفسیر در علوم انسانی اسلامی، برای توضیح ویژگی‌های روش‌شناختی هر کدام از آنها، فصلی جداگانه اختصاص داده‌ام: فصل هفتم به تحلیل ویژگی‌های روش‌شناختی تبیین اختصاص یافته است و فصل دوازدهم نیز به تشریح ویژگی‌های روش‌شناختی تفسیر.
هفت. تمرکز این کتاب بر مسأله روش‌شناسی علوم انسانی اسلامی بوده است؛ و نه روش‌های حل مسأله یا توصیف روش‌های رایج در علوم انسانی یا روش تحلیل در علوم انسانی و یا روش نظریه‌پردازی در علوم انسانی اسلامی. البته با فضل و توفیق الهی، در کتابی مستقل روش نظریه‌پردازی در علوم انسانی اسلامی را به بحث خواهم گذاشت.
هشت. در همه بخش‌های کتاب تلاش کرده‌ام، از موضوع اصلی بحث خارج نشوم و از پرداختن به مسائل حاشیه‌ای و مسائلی که نقش چندانی در مسأله اصلی این تحقیق ندارند، پرهیز کرده‌ام. تا جایی که حتی الامکان مثال‌های خود را نیز از علوم انسانی و البته از مصادیق و مسائل زنده و واقعی انتخاب کرده‌ام.
نه. از دیگر ویژگی‌های این کتاب این است که تعریفی شفاف از مقوله‌هایی مثل «توصیف»، «تبیین» و «تفسیر» ارائه کرده است. این مقوله‌ها در روش‌شناسی علوم انسانی هم از اهمیت بالایی برخوردارند و هم بسیار بحث‌برانگیزند و هم بعضاً بسیار متشتت و متداخل به کار گرفته شده‌اند. بنده کوشیده‌ام بر اساس منطق و مبانی فکر اسلامی، تعاریفی روشن، دقیق و غیر متداخل از این مقوله‌ها ارائه دهم و در سراسر این نوشتار به آن تعاریف پایبند مانده‌ام. و آگاهان و اهل فن می‌دانند که ارائه تعاریفی دقیق از این مقوله‌ها و ارائه مرزبندی شفافی از آنها می‌تواند خدمت بزرگی به نظریه‌پردازی و شفافیت اندیشه‌ها داشته باشد.
ده. نکته مهم دیگر درباره این کتاب این است که می‌توان آن را به عنوان حلقه‌ای واسط میان کتاب «مبانی علوم انسانی اسلامی» و «روش‌ نظریه‌پردازی در علوم انسانی اسلامی» تلقی کرد. توضیح آنکه نویسنده پیشتر در کتاب «مبانی علوم انسانی اسلامی»، مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی، انسان‌شناختی، دین‌شناختی و ارزش‌شناختی علوم انسانی اسلامی را به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار داده‌ است. افزون بر این، در آن کتاب، بحثی تفصیلی درباره چیستی علوم انسانی و علوم انسانی اسلامی ذکر شده است. در این کتاب، در ادامه تعریف نگارنده از علوم انسانی و علوم انسانی اسلامی و همچنین تحلیلی که از مبانی علوم انسانی اسلامی ارائه داده‌ام، بر روش‌شناسی کارکردهای مختلف علوم انسانی، بر اساس مبانی اسلامی متمرکز شده‌ام. یعنی کوشیده‌ام با تکیه بر فکر و اندیشه اسلامی، روشی معقول برای هر یک از تعریف، توصیف، تبیین، تفسیر، پیش‌بینی، ارزشیابی و کنترل کنش‌های انسانی ارائه دهم. ان‌شاءالله در مرحله سوم باید با تکیه بر آن مبانی و این اصول روش‌شناختی، «روش‌ نظریه‌پردازی در علوم انسانی اسلامی» را مورد تحلیل قرار دهم. به همین دلیل، برای فهم درست کتاب حاضر، مطالعه کتاب مبانی علوم انسانی اسلامی لازم است. بدون مطالعه دقیق آن کتاب، نمی‌توان بهره کافی را از این نوشتار برد.

[۱] method dispute

برچسب‌ها,

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*